تولد ...

 

همیشه عاشق ماه اردیبهشت بوده ام... شاید به این دلیل که متولد این ماه هستم... و شاید هم به این دلیل که شهرم شیراز در این ماه پر میشود از بوی بهار.

... به هر حال خوشحالم از اینکه این وبلاگ هم در ماه زیبای اردیبهشت متولد شد! باشد که دفتر خاطراتی شود برای دخترم که این روزها کانادا را "کادانا" تلفظ میکند و هنوز قدرت درک تصمیم بزرگی را که ما برای هجرت به دیاری دیگر گرفته ایم ندارد. گرچه تولد خود او انگیزه اصلی این تصمیم شد تا او را به جایی بریم که آزادانه بیاندیشد و استعدادها و علایق خود را هرآنچه که بود آزادانه دنبال کند.

    **امیدوارم که هیچگاه به خاطر جدا کردن او از خاک آبا و اجدادی سرزنشمان نکند.**

 

 

/ 4 نظر / 66 بازدید
وحید

سلام. وبلاگ زیبایی دارین. با اجازه لینکتون کردم. خوشحال میشم شما هم منو لینک کنین. موفق باشین.

فریبا

سلام هر چند دیر شده اما کتابت وبلاگتون رو تبریک می گویم

محمد

تبریک برا موفقیت سپاس برا اطلاعات مطمئن باشید تا عمر داره ممنون شما خواهد بود ( بچتون )

azar

بادرود ماهم تصمیم داریم به ونکور مهاجرت کنیم و سنمان 46/48 است شغل همسرم قالبساز ومهندس متالوژی هستند. من هم نقاشی مخصوصا (اب رنگ )وارایشگری مخصوصا کوتاهی ومی کاپ بلد هستم. دفترمهاجرت در اصفهان مهاجرت از طریق شغل را پیشنهاد کردند ولی همسرم که در ایران یکی از بهترینها هست نمیداند که میتواندکارکند؟ یعنی اگر یک کارگاه قالبسازی بخرد میتواند مشتری پیدا کند؟خواهش میکنم اگر میتوانید راهنمایی مان کنید. با سپاس فراو ن[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]