سلام ونکوور

روایت مهاجرت ما به ونکوور- کانادا
 
بیمه درمانی دولتی و خصوصی و کار و ...
ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ : توسط :

سلام  دوستان عزیز وبلاگی

اومدم شروع کنم کامنتهایی که مدتی بی پاسخ مونده بود رو جواب بدم دیدم همون وقت رو اینجا بگذارم یه پست جدید بنویسم احتمالا مفیدتره! در هرصورت از همه دوستان خوبم که با کامنتهاشون چراغ این وبلاگ رو روشن نگه میدارن یک دنیا ممنونم. و امیدوارم حالا که برنامه زندگیمون یه مقدار منظم تر شده بتونم سریعتر به کامنتها پاسخ بدم و زود به زود هم پست جدید بزارم. 

داشتم پست جدید نلی عزیز رو میخوندم در مورد کارتهای بیمه و پزشک خانوادگی که دیدم بد نیست من هم در همین باب مطالبی رو عرض کنم. 

تا جایی که اطلاع دارم بیمه درمانی یا همون health insurance در سایر استانهای کانادا رایگانه-- ولی در بریتیش کلمبیا این بیمه که MSP نامیده میشه نه تنها رایگان نیست بلکه نسبتا هزینه بالایی هم داره (حدود 55$ در ماه برای هرنفر) و در 2011 گرانتر هم میشه!!! البته بسته به میزان درآمد سالانه دولت هم کمهایی برای پرداخت این هزینه میکنه.  فرمهای بیمه رو در اولین فرصت پس از ورودتون به BC پرکنید و پست کنید. برای این کار میتونید به یکی از دفاتر امور مهاجرین یا همون ISS of BC مراجعه کنید و از اونها فرم رو دریافت کرده و برای پرکردنش کمک بگیرید. بیمه درمانی در اولین روز از چهارمین ماه ورودتون فعال میشه. این یعنی اینکه باید 2 ماه کامل + باقیمانده ماهی که دراون برای بیمه اقدام کردید بگذره. برای مثال بیمه ما که در 27 آگوست فرمهاش رو ارسال کردیم از اول نوامبر آغازشد. 

دوستان خوبم اکیدا توصیه میکنم برای اون 2 ماه و اندی که بیمه دولتی صادر نشده به فکر بیمه خصوصی باشید. دفاتر خصوصی زیادی اینجا خدمات بیمه ارائه میدن که خیلیهاشونم ایرانی هستند!! ما بیمه خصوصیمون رو با آقای جهانگیر فامیلی گرفتیم و مجموعا برای هر سه تامون 340$ هزینه برد. 

انشالله که بلا از شما به دور باشه ولی خدای نکرده اگر اتفاقی برای آدم بیفته که کارش به بیمارستان بکشه هزینه ها اونقدر سرسام آوره که بیمه خصوصیه دربرابرش هیچه! ما که خودمون این رو دست اول تجربه کردیم.  

ماجرا از این قراره که دست دخترکم بر اثر کشیده شدن، از ناحیه آرنج در رفت و 2 روز مانده به اتمام بیمه خصوصی ما رو راهی اورژانس بیمارستان کرد. قضیه با 4 تا عکس رادیولوژی و یه جا انداختن توسط دکتر اورژانس که دخترکم اون رو چکل (همون کچل خودمون) صدا میکرد و یه خرس پشمالوی سیاه که برای دلگرمی بهش هدیه دادن فیصله یافت ولی 750$ هزینه برد. البته این مبلغ رو اول خودمون پرداخت کردیم و بعدا با پر کردن یک سری فرم و نوشتن گزارش جراحت و ... از همون دفتر بیمه پس گرفتیم!

کارتهای MSP مون هم نسبتا با تاخیر و بعد از چندین بار پیگیری تلفنی بعد از 2 بار صادر شدن بالاخره به دستمون رسید. هنوز فرصت نشده دنبال پزشک خانواده برم. اگر لازم بشه میتونیم به هر walk in clinic مراجعه کنیم. من توی همین مدت کوتاه تا حالا 3 بار سرما خوردم. باید حتما برم و واکسن آنفلونزا رو بزنم ولی کو وقت؟؟

این روزها هم همه چیز و همه جا رنگ و بوی کریسمس به خود گرفته و جشن و سرور برقراره. هفته گذشته به اتفاق همسرم رفتیم جشن کریسمس کلاس دخترمون. خیلی برام جالب بود که به این ریزه ها سرودهای کریسمس رو یاد داده بودند تا برامون اجرا کنند. سانتا هم آورده بودند تا به بچه ها هدیه بده. امروزهم کلاس زبان همسرم pot-luck party بود و همه غذا آورده بودند و تا توان داشتیم از غذاهای عجیب و غریب ملتهای گوناگون تست کردیم. سبز هفته آینده هم کریسمس پارتی کمپانی هست که خودم درش مشغول به کارم. البته چون مصادف شده با تولد دخترکم بعیدمیدونم برم. در مورد کارم هم همین بس که بگم تصمیم دارم شروع کنم به جستجوی فرصتهای شغلی بهتر. اگرچه کارم در دراز مدت پتانسیل خوبی برای پول درآوردن داره ولی بعید میدونم با روحیه من سازگار باشه. حالا تا ببینیم چی میشه! سوال

دوستان عزیز منتظر، قدر ایام پیش از هجرت رو خوب بدونید و از هرفرصتی برای یادگیری مهارتهای جدید و بهتر کردن زبانتون استفاده کنید که با آغاز هجرت راه سختی در پیش دارید.>>>> با آرزوی بهترینها بای بایبای بای