سلام ونکوور

روایت مهاجرت ما به ونکوور- کانادا
 
یک ماه ونکوور
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

با گذشت تقریبا یک ماه از ورودمون به کانادا، زندگی کم کم داره به حالت عادی خودش برمیگرده ... که خوب خیلی خوبه! چون اون حالت گیجی و سردرگمی چند هفته اول داره جاش رو به آرامش و راحتی میده. کلیه وسایل خونه رو خریداری کردیم و این قطعا نقش بسزایی در مرتب شدن اوضاع زندگیمون داشته.

برای راهنمایی دوستانی که در راهند، علل الخصوص اونایی که دارن میان ونکوور یه سری اطلاعات کلی در این پست میزارم که البته برای اطلاعات بیشتر هرکدوم رو گوگل کنید میتونید به تفصیل در موردش بخونید.

اولین کارهایی که بعد از رسیدن انجام میدید ایناست (به هر ترتیبی که دوست دارید!)

*افتتاح حساب بانکی

*مراجعه به یکی از مراکز service canada و گرفتن sin number

*مراجعه به یکی از دفاتر امور مهاجرین مثلا ISS of BC و پر کردن فرمهای Health Insurance و Child Benefit که البته داشتن sin number برای این فرمها الزامیست.

*پیدا کردن یک case manager خوب که بتونه شما رو در مورد کلاسها، دوره ها و کاریابی راهنمایی کنه. (اینهم مربوط به ISS میشه!) و ثبت نام برای کلاسهای رایگان زبان.

یک سری موسسه های دیگه هم که ممکنه بدردتون بخوره ایناست:

# YWCA

# MOSAIC

در حال حاضر آقای همسر منتظر امتحان تعیین سطح برای شروع کلاسهای زبان هست و من هم که نیازی به کلاس زبان نداشتم case manager معرفیم کرده برای گذروندن یک دوره یک ماهه کلاسهای کاریابی که  MOSAIC برگزار میکنه و از 4 اکتبر شروع میشه.

من همچنان در حال جمع آوری اطلاعات و شناخت محیط هستم و سعی میکنم هرچیز بدرد بخوری رو که پیداکردم در اختیار دوستان بگذارم. 

 

 


 
هورا... اینترنت!!!
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

سلام به همه دوستان

ما چند دقیقه پیش بالاخره اینترنت دار شدیم. در اولین فرصت آپ میکنم.

به امید دیدار


 
سلام ونکوور
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩ : توسط :

دوستان عزیز، ما رسیدیم ونکوور. 

چهارشنبه شب 23:45 از شیراز پرواز داشتیم و پنجشنبه 12:30 بعد از ظهر به وقت ونکوور رسیدیم اینجا. خدا رو شکر سفر خوب و راحتی داشتیم و اذیت نشدیم. 6-7 کیلو اضافه بار داشتیم که مامور فرودگاه عنایت کرده و چشم پوشی کرد، عوارض خروج رو هم علی رغم اصرار یکی از مامورین که پاشو کرده بود توی یه کفش که تا کارت اقامت نداشته باشید باید پرداخت کنید، پرداخت نکردیم. نیشخند

فرودگاه ونکوور مملو بود از دانشجویان چشم بادامی و اگر به برکت وجود دخترکمون نبود باید دو ساعتی در صف منتظر میشدیم. آخرین قسمت از پروسه مهاجرت که در فرودگاه انجام میشه هم خیلی راحت و با پاسخ دادن چندتا سوال و چندتا امضا به پایان رسید. کارتهای PR هم 6 تا 8 هفته بعد به دستمون میرسه. (دوستان توجه کنید که حتما آدرس پستی دقیق  جایی رو که میخواید کارتهاتون ارسال بشه همراهتون داشته باشید تا مشکلی پیش نیاد.)   

ضمنا ما مبلغ دقیق کل پولی که همراه داشتیم رو به آفیسر اعلام کردیم (که قابل توجه هم بود چون برای یکی از بستگان هم پول آورده بودیم) و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. البته گفتیم که کل پول مال خودمون نیست ولی به نظر میرسید که براشون فرقی نکنه که اون پول مال کیه!! به چمدونها و بارمون هم هیچ کاری نداشتند و حتی نپرسیدند که چی همراه دارید. 

همون روز، بعد از یکی دو ساعت استراحت، به RBC  مراجعه کردیم برای افتتاح حساب. یک حساب مشترک باز کردیم با دو تا کارت بانکی جداگانه برای هر کدوممون و هر کدام جداگانه تقاضای ویزا کارت دادیم. البته در ازای هر ویزا کارت 1000 دلار به عنوان deposit از حسابمون کسر میشه!! روز بعدش هم رفتیم sinclair center برای SIN کارت که شماره SIN رو همون موقع بهمون دادن ولی خود کارتها 2 هفته دیگه با پست میاد. 

فعلا" خونه داداشم مستقر شدیم و قراره سشنبه دور و بر ظهر بریم خونه خودمون. هورا خیلی مشتاقم که زودتر بریم سر خونه-زندگی خودمون و زندگیمون کمی به شکل طبیعی خودش برگرده.  هفته آخری که ایران بودیم پر از فشار و استرس و بیخوابی بود و هنوز اثراتش از تنمون بیرون نرفته. حالا 24 ساعت سفر و اختلاف ساعت و به هم ریختن ساعت بیولوژیک بدن رو هم بهش اضافه کنید ببینید چه آشی میشه!!! سبز

چندتا از چیزایی که این چند روزه نظرم رو جلب کرده ایناست:

1- هوا خیلی تمیزه.

2- خیابونها و دستشوییهای عمومی برخلاف انتظارچندان تمیز نیستند!

3- چشم بادامیها به طور فجیعی زیادند!

4- بیشتر اجناس رو میشه با قیمتهای خیلی مناسب تهیه کرد. 

5- رفت و آمد خیلی پرهزینه ست.

6- به نظر میرسه فرهنگ آسیایی داره خوبیهای کانادا رو کمرنگ میکنه.

7- مهدکودک مجانی وجود نداره!

8- امکانات تفریحی زیاد و متنوع هست.

9- حمل ونقل شهری خیلی منظم و قانونمنده ولی اتوبوسها اگرچه سالم، خیلی پر سر و صدا هستند و اکثرا هم خیلی بد ترمزمیکنند!!

10- تنوع جنس در فروشگاهها گیج کننده ولی لذتبخشه. 

در فرصتهای بعدی حتما بیشتر در این مورد مینویسم. 

تا دیداری دوباره، بدرود.